درونک

لغت نامه دهخدا

درونک. [ دَ ن َ ]( اِ مصغر ) مصغر درون. ( برهان ). رجوع به درون شود.
درونک. [ دَ ن َ ] ( اِ ) بیخی است دوائی شبیه به عقرب که آن را درونج عقربی گویند و درونج معرب آن است. ( برهان ). درونج. درونه. خانق النمر. و رجوع به درونج شود.

فرهنگ عمید

= درونج

فرهنگ فارسی

( اسم ) گیاهی است دارای ساقه بلند و مجوف که بر زمین میخوابد. برگهای آن شبیه بادام و گلهایش زرد است و ریشهاش گرهدار و بهیئت عقرب و طعمش تلخ است و در پزشکی مصرف دارد.
بیخی است دوائی شبیه به عقرب که آنرا درونج عقربی گویند و درونج معرب آنست درونه

جمله سازی با درونک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان درونک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۱ نفر (۵۹خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان درونک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۲ نفر (۳۲خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان درونک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۶ نفر (۳۰خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان درونک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۲ نفر (۴۲خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان درونک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۲ نفر (۳۶خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان درونک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۵ نفر (۶۲خانوار) بوده‌است.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز