خروسان

لغت نامه دهخدا

خروسان. [ خ ُ ] ( اِ ) ج ِ خروس. ( ناظم الاطباء ).
خروسان. [ خ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، واقع در 39هزارگزی شمال الیگودرز، کنار راه مالرو چشمه پر به شورچه. آب این دهکده از قنات. محصول آن غلات و لبنیات و چغندر و پنبه است. اهالی بزراعت و گله داری گذران می کنند. راه آن مالرو می باشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۳۹ هزار گزی شمال الیگودرز کنار راه مالرو چشمه پر به شورچه.

جمله سازی با خروسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای خروسان از وی آموزید بانگ بانگ بهر حق کند نه بهر دانگ

💡 نه هر تاجداری بود شهریار خروسان بسی دیده ام تاجدار

💡 گشته چون وقت زوال آفتاب جعفری میکند تاج خروسان در چمن هر سو فغان

💡 با بانگ بلند، شب خروسان گویند: ننشسته ز پا شعله هستی، برخیز!

💡 چو او برزند طبل خود را دوال خروسان دیگر بکوبند بال

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز