جنداب

لغت نامه دهخدا

( جندآب ) جندآب. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پائین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه در 25هزارگزی شمال باختری کدکن و 2هزارگزی شمال مالرو عمومی کدکن به شهر کهنه. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 556 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. راه مالرو دارد و از تلخ بخش میتوان ماشین برد. مزرعه محبت جزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جندآب. [ ج َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ماذول بخش حومه شهرستان نیشابور در 12هزارگزی شمال نیشابور. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 22 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جنداب. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان راهجرد بخش دستجرد خلجستان شهرستان قم واقع در 24هزارگزی جنوب خاوری دستجرد و 5هزارگزی شمال راه شوسه اراک. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه 541 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه ماشین رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

( جند آب ) ده کوچکی است از دهستان ماذول بخش حومه شهرستان نیشابور در ۱۲ هزار گزی شمال نیشابور موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن ۲۲ تن آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است.

جمله سازی با جنداب

💡 اولین آشنایی خصیبی با تعالیم ابن نصیر، از طریق عبدالله الجنان بود که شاگرد محمد بن جنداب بود که خود او نیز شاگرد نصیر بود. خصیبی که از طریق الجنان وارد این دکترین شد، اکنون «پسر روحانی» یا مرید الجنان به حساب می‌رفت. اما با مرگ الجنان، خصیبی ابزاری برای ادامه تمرین و مطالعه این دکترین نداشت. این دوره خشکی بعداً با برخورد او با علی بن احمد که ادعا می‌کرد شاگرد مستقیم نصیر است، پایان یافت.