جناد

لغت نامه دهخدا

جناد. [ ج َن ْ نا ] ( اِخ ) ابن واصل کوفی، مکنی به ابومحمد و معروف به ابوواصل، مولی بنی عاضدة از روات اخبار و اشعار و از علمای قدیم کوفه است. وی ادبیات عربی بخوبی نمیدانست و در بسیاری موارد دچار اشتباهات میگردید ولی کثیرالحفظ بود، نقل کرده اند که هر کس در شعری شک میکرد و یا شاعری را از یاد می برد از جناد میپرسید. ( معجم الادباء چ مطبعه هندیة مصر ج 2 ص 425 ). جنادبن واصل مولی بنی اسد، اعلم ِ مردم به ایام و اشعار عرب، ولی کثیراللحن بود. ( الفهرست ابن الندیم ).

جمله سازی با جناد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قبل از ورود ترکیه به جنگ جهانی اول و صفوف متحدین، سرکیس به فرماندهی گردان فُرت ارتوغرول[ث]، که محافظت از تنگه داردانل را به عهده داشت و محرم به سمت فرماندهی نیروهای دفاعی تأسیسات نظامی داردانل و دبیر دفتر ژنرال جناد پاشا، منصوب می‌شوند.

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز