تخوین
لغت نامه دهخدا
تخوین. [ ت َخ ْ ] ( ع مص ) خائن خواندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). به خیانت منسوب کردن کسی را. || کم و اندک کردن چیزی را. || تیمار داشتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به تخون شود.
جمله سازی با تخوین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از پس زدن آلمانیها از ناحیه تخوین و برقراری مجدد راهآهن منتهی به دریاچه لادوگا، ماه ژانویه سال ۱۹۴۲ شش مسیر یخی بر روی دریاچه ایجاد شد و با افزایش ضخامت قطر یخ سطح آن، میزان غذای وارد شده به شهر به حدود ۱۵۰۰ تن در روز و مدتی بعد به ۲۰۰۰ تن در روز رسید. در انتهای این ماه و در ماه بعد جیره نان افزایش یافت. از همین زمان تخلیه ساکنان از محاصره آغاز شد. ماه فوریه ۱۱ هزار نفر، ماه فوریه ۱۱۷ هزار نفر و ماه مارس ۲۲۱ هزار نفر با تلانبار شدن در کامیونها از طریق دریاچه از شهر خارج و به خطآهن رسیدند. در عرض چهار ماه حدود ۵۰۰ هزار نفر بدین شکل به بیرون از محاصره انتقال یافتند.