بهره بردن
بهرهبردن از ترکیب دو جزء بهره و بردن تشکیل شده و بهعنوان یک مصدر مرکب در زبان فارسی بهکار میرود. این ترکیب به معنای سود بردن، بهرهگیری و استفادهکردن از یک فرصت، موقعیت یا منبع است. در متون ادبی و رسمی، این واژه بار معنایی مثبتی دارد و نشاندهندهی دستیابی به فایده یا نتیجهی مطلوب از چیزی یا کاری است. در ساختار این واژه، بهره به معنای سهم، نصیب یا فایده است و بردن به مفهوم کسبکردن یا بهدستآوردن بهکار میرود. بنابراین، بهرهبردن بهصورت تحتاللفظی به معنای کسب سود یا نصیبیافتن است و در کاربردهای گوناگون، اعم از اقتصادی، علمی، فرهنگی و شخصی، دیده میشود. برای نمونه، میتوان از عباراتی مانند بهرهبردن از فرصتها یا بهرهبردن از دانش استاد استفاده کرد.
این واژه در زبان فارسی از قدمت و اعتبار بالایی برخوردار است و در متون کهن و معاصر بهوفور بهکار رفته است. کاربرد صحیح آن، همراه با رعایت املای دقیق و استفاده از نیمفاصله در نوشتار، نشاندهندهی تسلط بر زبان فارسی و اهمیت دادن به قواعد رسمی نگارش است. بنابراین، بهرهبردن نهتنها یک اصطلاح پرکاربرد، بلکه نمادی از غنای زبانی و ظرافت بیان در ارتباطات مکتوب و شفاهی محسوب میشود.
مترادفها
استفاده کردن، استفاده، بهرهمندی، سود بردن
متضادها
زیان دیدن، محروم شدن
لغت نامه دهخدا
بهره بردن. [ ب َ رَ / رِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) سود بردن. نصیب یافتن. فائده یافتن:
پراکنده در دست هر موبدی
از او بهره ای برده هر بخردی.فردوسی.