لغت نامه دهخدا
بغاری. [ ب َ / ب ُ را ] ( ع اِ ) ج ِ بَغیر و بِغِر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
بغاری. [ ب َ / ب ُ را ] ( ع اِ ) ج ِ بَغیر و بِغِر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمع بغیر و بغر ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بغاری رفت و بُرد آن جام با خویش بزیر برف شد دیگر میندیش
💡 بغاری تیره، درویشی دمی خفت دران خفتن، باو گنجی چنین گفت