بطارقه

لغت نامه دهخدا

( بطارقة ) بطارقة. [ ب َ رِ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ بِطریق. ( ناظم الاطباء ). ج ِ بطریق. سرهنگان روم. ( مهذب الاسماء ) ( از آنندراج ) ( مفاتیح ). بطریق ها. ( فرهنگ نظام ). بطریقان: امراء و بطارقه روم هجوم نموده او را. [ طبار نوش را ] کشتند. ( حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 216 ). و از بطارقه و اساقفه آن مقدار در ظل رایت او [ قیصر ] مجتمع گشته اند... ( ایضاً همان کتاب ج 2 ص 487 ). و بعد از آن دختر ارمانوس را با پسر خود ملک ارسلان در سلک ازدواج منتظم گردانید و اورا با عظمای بطارقه خلع فاخر پوشانید... ( ایضاً همان کتاب ج 2 ص 489 ). و رجوع به الموسوعة و بطریق شود.

فرهنگ عمید

= بطریق

فرهنگ فارسی

جمع بطریق
( اسم ) جمع بطریق بطریقان.

جمله سازی با بطارقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 148-راجع به اين مرد مرموز رومى كه از بطارقه (پاتريك ) است رجوع شود بهكتاب (التدوين فى احوال جبال شروين ) تاليف محمد حسن خان اعتماد السلطنه وزيرعلوم ايران در دوره قاجار.

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز