لغت نامه دهخدا
( برقلة ) برقلة. [ ب َ ق َ ل َ ] ( ع مص ) کاذب گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
( برقلة ) برقلة. [ ب َ ق َ ل َ ] ( ع مص ) کاذب گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر پایه کاوشهای باستانشناسی اخیر، سابقه سکونت مردم در این محل به بیش از سه هزار و پانصد سال میرسد. شهر بلداجی در کنار یکی از امامزادگان آرمیده برقله کوه، واقع شدهاست، امامزاده " حمزه علی " بلداجی در ارتفاعی مشرف به کوه کلار و سبزکوه مامن و زیارتگاه خیل مشتاقان است. این مکان به علت جاذبه مذهبی و موقعیت طبیعی و آب و هوا و دیگر جاذبههای پیرامون آن سالانه حدود ۳۰ هزار نفر را به خود جذب میکند و یکی از قطبهای گردشگری استان چهارمحال و بختیاری محسوب میشود.