بایقوت
مترادفها
یاقوت
لغت نامه دهخدا
بایقوت. ( اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه در 34 هزارگزی جنوب باختری مراغه. سکنه آن 940 تن. آب از رودخانه مردی و چاه. محصول آن غلات، حبوبات، کشمش، بادام. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
نام دهی از شهرستان مراغه است
جمله سازی با بایقوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهستان گاودول غربی با مرکزیت روستای بایقوت یکی از دهستانهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان ملکان واقع شدهاست.
💡 بایقوت در شمال غربی ایران و در ۴ کیلومتری شمال غربی ملکان و در ۱۲۵کیلومتری جنوب تبریز واقع شدهاست
💡 تپه حاج ولی (حسینعلی) مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد است و در شهرستان بناب، روستای بایقوت واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۱۵۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 بایقوت یکی از روستاهاهای استان آذربایجان شرقی است و مرکز دهستان گاودول غربی که در بخش مرکزی شهرستان ملکان واقع شدهاست.
💡 تپه کول دم مربوط به سدههای میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان ملکان، بخش مرکزی، دهستان گاودول غربی، روستای بایقوت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۷۰۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 آرامگاه این آشیق و عارف وارسته در قبرستان آغ اولیای بایقوت در کمال بی مهری و بی توجهی قرار دارد.