لغت نامه دهخدا
بازگیرنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) گیرنده. || پس گیرنده: زنده ای که هرگز نمیرد، شکافنده صبحهاو بازگیرنده روحها. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307 ).
بازگیرنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) گیرنده. || پس گیرنده: زنده ای که هرگز نمیرد، شکافنده صبحهاو بازگیرنده روحها. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ و اگر پرسی مشرکان را، مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ که کی آفرید آسمانها و زمینها را؟ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ناچار گویند که اللَّه، قُلْ أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ گوی چه بینید این چه میپرستید فرود از اللَّه، إِنْ أَرادَنِیَ اللَّهُ بِضُرٍّ اگر اللَّه بمن گزندی خواهد، هَلْ هُنَّ کاشِفاتُ ضُرِّهِ ایشان باز برندهاند گزند او را؟ أَوْ أَرادَنِی بِرَحْمَةٍ یا بمن بخشایشی خواهد کرد و نیکویی که بمن رسد، هَلْ هُنَّ مُمْسِکاتُ رَحْمَتِهِ ایشان بازگیرندهاند بخشایش او را؟ قُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ بگو اللَّه مرا بخدایی بسنده است، عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ (۳۸) باو پشتی دارند پشتی داران و برو چسبند کارسپاران.