ناگزیر باش
مترادفها
مجبور باش، چارهای نداشته باش
متضادها
اختیاری باش
لغت نامه دهخدا
ناگزیرباش. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) مرادف کلام واجب الوجود است و این لغت از دساتیرنقل شده. ( انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
مرادف کلام واجب الوجود است و این لغت از دساتیر نقل شده.
جمله سازی با ناگزیر باش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قامتت خمگشت بیدل ناگزیر سجده باش ناتوانی هر کجا بیپرده شد محراب شد
💡 ای همه تو ناگزیر من تو باش اوفتادم دست گیر من تو باش
💡 هرچه باشی ناگزیر وهم باید بودنت خاکشو، خون خور، طبیعت قابل ارشاد نیست