لغت نامه دهخدا
( آبدین ) آبدین. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ آبِد.
- ابدالاَّبدین؛ همیشه. رجوع به اَبَد شود.
( آبدین ) آبدین. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ آبِد.
- ابدالاَّبدین؛ همیشه. رجوع به اَبَد شود.
( آبدین ) همیشه
اسم: آبدین (پسر) (عربی) (تلفظ: abdin) (فارسی: آبدین) (انگلیسی: abdin)
معنی: جاودانه ها، جمع آبد ( به کسر ب )
💡 او سریال های تلویزیونی مهمی از جمله زنی از زمان عشق و امیره را در ابدین ارائه کرد..
💡 روستاهای آشوری در تور ابدین و حکاری و کشته شدن هزاران آشوری.