لغت نامه دهخدا
دجین. [ دُ ج َ ] ( اِخ ) ابن ثابت مکنی به ابوالغصن تابعی است. و «جحی » اوست و گفته اند غیر اوست. ( منتهی الارب ).
دجین. [ دُ ج َ ] ( اِخ ) ابن ثابت مکنی به ابوالغصن تابعی است. و «جحی » اوست و گفته اند غیر اوست. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جُحا، جُهی، با نام راستین دجین بن ثابت، که کنیهاش ابوالغض است، عربی از قبیله فرازه بود که در آغاز سده دوم هجری در کوفه میزیست و با ابومسلم خراسانی همدوره بوده است. حکایت و داستانهایی خندهآور بدو منسوب است. اینگونه گویند که او خود را دانسته به دیوانگی زده بود. روزی در مجلسی لطیفهای برای حاضرین گفت که کس به معنی آن پی نبرد، چون به خانه برگشت، چرخهٔ مادر خود را بشکست. تاریخ زادهشدن و درگذشت او دانسته نیست. شاعران فارسیزبان بارها از او در شعرهای خود یاد کردهاند.