بلوش

لغت نامه دهخدا

بلوش. [ ب ُ] ( اِ ) نامی است که در تنکابن و کجور و گیلان به تمشک دهند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به تمشک شود.

فرهنگ فارسی

نامی است که در شهسوار و کجور و گیلان به تمشک دهند ٠

جمله سازی با بلوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدون اینکه قادر باشیم تمامی جزئیات وظایف محوله به آن‌ها را شرح دهیم به نمونه‌های مختصری می‌پردازیم. افراد مرتبط با مقاومت در صورت دستگیری یا اخراج می‌شدند یا مانند اولگا بانسیک در سی سالگی در اشتوتگارت به وسیلهٔ گیوتین اعدام می‌شدند. یا مانند فرانس بلوش سرازین که در شبی مه آلود به آلمان منتقل شد و مانند رنه لوی معلم ادبیات در مدرسه ویکتور هوگو، دختر خاخام اعظم فرانسه، در شهر کلن اعدام شد.

💡 بلوش مأمور مخفی و از اعضای مقاومت فرانسه بود که در زمان جنگ جهانی دوم برای بخش عملیات اجرایی ویژه بریتانیا فعالیت می‌کرد. او توسط آلمانی‌ها دستگیر شد و در اردوگاه کار اجباری راونسبروک اعدام شد.

💡 بلوچ‌ها یا بلوش یک سوم از بومیان عمان را تشکیل می‌دهند و پس از عرب‌های عمان دومین گروه قومی بزرگ این کشور بحساب می‌آیند. در طول قرون اخیر همیشه بخش اعظمی از سپاه و نیروهای نظامی عمان را بلوچ‌ها تشکیل می‌داده‌اند.

💡 در سمرقند اگر نیابی یار خوش برو تا بلوش خوش بنشین

💡 همان‌طور که توسط قضیه بلوش بیان شده‌است، خصوصیات معادلهٔ یک الکترونی شرودینگر با یک پتانسیل کاملاً متناوب، یک کریستال، امواج بلوخ هستند.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز