جنگ نهروان، یکی از نتایج مستقیم و تراژیک حکمیت پس از نبرد صفین بود که در صفر سال ۳۸ هجری قمری (حدود ۶۵۸ میلادی) به وقوع پیوست. این واقعه، عرصه ظهور و ظهور نظامی خوارج (مارقین) را رقم زد؛ گروهی که با خروج از سپاه امام علی (علیهالسّلام) و مخالفت رادیکال با پذیرش حکمیت، مسیر تاریخی متفاوتی را برگزیدند. در این نبرد سرنوشتساز، ارتش امیرالمؤمنین (ع) ضربه قاطعی بر پیکر خوارج وارد ساخت و این فرقه، جز عدهای اندک، به سختی شکست خوردند. از جمله معدود فراریان این واقعه، عبدالرحمن بن ملجم مرادی بود که سرنوشت او در تاریخی دیگر، به شهادت امام علی (ع) گره خورد. شکست نهروان، اگرچه نقطه پایانی بر قدرت نظامی خوارج بود، اما ریشههای فکری افراطگرایانه آنان را به طور کامل از جامعه اسلامی ریشهکن نساخت.
پیدایش خوارج در پهنه فرقهشناسی اسلامی، نقطه عطفی در تحولات سیاسی و فکری صدر اسلام محسوب میشود. این جریان، نمادی از گرایش افراطی و قشرینگر در تعامل با مسائل سیاسی و عقیدتی آن دوره بود. در دورهای که امت اسلامی با سه چالش بزرگ ناکثین (پیمانشکنان)، قاسطین (ستمگران) و جریان اصولی امام علی (ع) روبرو بود، خوارج با اتخاذ موضعی افراطی، نه تنها از جریان حق فاصله گرفتند، بلکه هرگونه موضعگیری غیرهمسو با تفسیر محدود خود را برنتابتند. در مقابل، رویکردهای دیگر نیز وجود داشت؛ از یک سو، سکوت و کنارهگیری برخی شخصیتها مانند عبدالله بن عمر یا سعد بن وقاص نوعی تفریط و عقبنشینی از مسئولیت سیاسی بود، و از سوی دیگر، موضعگیری امام علی (ع) همواره واقعبینانه، اصولی و مبتنی بر حفظ وحدت امت در چارچوب آموزههای دینی تعریف میشد.
زمانی که حرکت اصولی و میانی امام علی (ع) به دلیل مخالفت بخشی از مردم نتوانست مسیر طبیعی خود را ادامه دهد، این شکاف زمینهساز بروز گرایشهای افراطی همچون خوارج گردید. این جریان به دلیل ماهیت رادیکال خود، محکوم به ایستادگی در برابر همه جریانات بود؛ چه قاسطین، و چه حرکت عادلانه امام (ع). این افراطگرایی لحظهبهلحظه شدت مییافت و خوارج را وادار میکرد تا مخالفان خود را، صرفنظر از میزان انحرافاتشان، با انگ کفر از دایره شمول امت خارج سازند تا بتوانند اقدامات نظامی خود علیه آنان را توجیه شرعی نمایند. این تلاش برای کسب امتیاز سیاسی از طریق تصفیه فکری، به دلیل فقدان اعتدال، سرانجام منجر به انزوای کامل و شکست آنان در بلندمدت شد.