تزیین دادن
مترادفها
آرایش کردن، آراستن، زینت دادن
متضادها
ساده کردن، عریان کردن
لغت نامه دهخدا
تزیین دادن. [ ت َ زْ دَ ] ( مص مرکب ) آراستن. آرایش دادن. زینت دادن:
مسافری تو و گرد جهان مسافروار
همی شوی و جهان را همی دهی تزیین.امیر معزی ( از آنندراج ).ادب ملاحظه می کرده ام که تا غایت
نداده ام به ثنای تو شعر را تزیین.آصفخان جعفر ( از آنندراج ).و رجوع به تزیین در همین لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
آراستن آرایش دادن.
جمله سازی با تزیین دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با صفحهٔ طرحانداز کیک نیز میتوان نقشهای برجسته بر روی کیک مخصوصاً کاپ کیک ایجاد کرد. در این روش تزیینی با قرار دادن و فشردن صفحهٔ طرحانداز، بر روی خمیر فوندانت یا دیگر خمیرهای پوشانندهٔ روی کیک طرحهایی ایجاد میگردد.
💡 اتاق گوردخمۀ سان رستم دارای ورودی بوده و شیارهایی تزیینی در سقف آن وجود دارد. سقف اتاق اصلی گوردخمه دارای قوس است. همچنین کف اتاق ۲۰ سانتیمتر از کف ورودی پایینتر است. در درون اتاق، مکانی خاص برای قرار دادن جسد تعبیه نشدهاست.
💡 یک گلدان سفالی بهترین گزینه برای کاشت پیاز نرگس است. این گلدان را میتوانید با پیچیدن فویلهای گل یا پارچه در اطرافش تزیین کنید. زمانی که گیاه شکوفه زد آن را از زیر نور مستقیم بردارید. این کار زمان شکوفه دادن را طولانیتر میکند.