خون دادن

لغت نامه دهخدا

خون دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خون بخشیدن. قصاص نگرفتن. مقابل خونخواهی کردن و خون گرفتن و خون جستن از کسی. ( از انجمن آرای ناصری ):
بجای بطک گر کبوتر نشست
دهد خون خود را به آن شوخ مست.ملاطغرا [ در تعریف ساقی ] ( از آنندراج ).|| تجویز بفصد و حجامت کردن. ( یادداشت مؤلف ). || امربه تزریق خون در تن بیماران دادن. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با خون دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهدای حرفه‌ای: در این نوع اهدا، فرد به ازای دریافت پاداش اقدام به خون دادن می‌نماید.

💡 مشکل عمده نبود تشکیلات منظم برای جلب اهداکنندگان بود. سرویس‌های دولتی و خصوصی (بجز تا حدودی مرکز خون ارتش)، متکی به داوطلبان حرفه‌ای بودند که اغلب از افراد محروم جامعه بودند و در مقابل وجه ناچیزی، علی‌رغم بر خوردار نبودن از سلامت کافی، اقدام به خون دادن می‌نمودند.

💡 اهدای داوطلبانه: در این نوع اهدا فرد به‌طور داوطلبانه و فقط با انگیزه ایثار و نوعدوستی اقدام به خون دادن می‌نمایند.

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز