ترع عوز

لغت نامه دهخدا

ترع عوز. [ ت َ ع ُ عو ] ( اِخ ) نام قریه ای بزرگ نزدیک حران. ( ابن الندیم ). دهی است به حران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یاقوت آرد: قریه مشهوری است به حران، از بنای صابیان است که آن را بدانجا هیکلی بود و صابیان هیکل ها را بنام ستارگان می ساختند و هیکلی که در این قریه بود بنام زهره بود و معنی ترع عوز به لغت صابیان باب الزهره است و مردم حران در عصر ما این قریه را ترعوز می نامند ونوعی خیار را بدان نسبت دهند که در آنجا کاشته می شود و از آب باران سیراب می گردد. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

نام قریه بزرگ نزدیک حران دهی است به حران قریه مشهوری است به حران از بنای صابیان است که آنانرا بدانجا هیکلی بود و صابیان هیکل ها را بنام ستارگان می ساختند و هیکلی که در این قریه بود بنام زهره بود و معنی ترع عوز به لغت صابیان باب الزهره است و مردم حران در عصر ما این قریه را ترعوز می نامند و نوعی خیار را بدان نسبت دهند که در آنجا کاشته میشود و از آب باران سیراب میگردد.

جمله سازی با ترع عوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صابئى ها، هيكل ها، و بتهائى بنامهاى آفتاب، داشتند، كه بنا بگفته ابو معشر بلخى دركتابش كه درباره معابد روى زمين نوشته، هر يك از آن بتهاشكل خاصى داشته اند، مانند هيكل بعلبك، كه بت آفتاب بوده، وهيكل قران كه بت ماه بوده، و ساختمانش بشكل طيلسان (نوعى از لباس ) كرده اند، و درنزديكيش دهى است بنام سلمسين، كه نام قديمش صنم مسين (بت قمر) بوده، و نيز دهىديگر است، بنام ترع عوز، يعنى دروازه زهره كه ميگويند: كعبه و بتهاى آنجا نيز از آنصابئيها بوده، و بت پرستان آن ناحيه، از صابئين بوده اند، ولات، كه يكى از بتهاىكعبه است، بنام زحل است، و عزى كه بتى ديگر بوده، بمعناى زهره است، و صابئينانبياء بسيارى داشته اند كه بيشترشان فلاسفه يونان بوده اند، مانند هرمس مصرى، واغثاذيمون و واليس، و فيثاغورث، و باباسوار، جد مادرى افلاطون، وامثال ايشان.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز