لغت نامه دهخدا
گیاهدار. ( نف مرکب ) دارنده گیاه. رجوع به گیادار شود.
گیاهدار. ( نف مرکب ) دارنده گیاه. رجوع به گیادار شود.
۱ - ( صفت ) دارند. گیاه صاحب نبات. ۲ - ( اسم ) مرغزار علف زار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ماده را میتوان همچنین در درختِ کافور، برگِ خشک کرده برگِ بو، بوته چای، برنجاسف، ریحانِ شیرین، درمنه، رزماری (رومارَن یا اکلیل کوهی), مریمِ گلی، شاه دانه ساتیوا و دیگر گیاهان برگ دار دارای بوی تند یافت.
💡 خاستگاه واقعی جو هنوز ناشناخته است. اما بسیاری از پژوهشگران، خاستگاه این گیاه را کوههای زاگرس در غرب ایران، آناتولی جنوبی و فلسطین میدانند. بر پایه نظریه والیوف، مبدأ جوی ریشک دار و غلاف دار، کشور اتیوپی و شمال آفریقا و مبدأ نوع بدون ریشک، ریشک کوتاه و کلاهک دار، آسیای جنوب شرقی، به ویژه چین، ژاپن و تبت است.