لغت نامه دهخدا
قطره کردن. [ ق َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطره زدن. ( آنندراج ):
هر طرف بسیار کردم قطره در راه طلب
لیکن از دریا ندیدم بهره جز سیلاب کم.طغرا ( از آنندراج ).رجوع به قطره زدن شود.
قطره کردن. [ ق َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطره زدن. ( آنندراج ):
هر طرف بسیار کردم قطره در راه طلب
لیکن از دریا ندیدم بهره جز سیلاب کم.طغرا ( از آنندراج ).رجوع به قطره زدن شود.
( مصدر ) تردد کردن رفتن: هر طرف بسیار کردم قطره در راه طلب لیکن از دریا ندیدم بهره جز سیلاب کم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روغن آرگان ویرجین الکسیر مراکشی، به دلیل قابلیت حالت دهی به موها، انتخاب خوبی برای این امر است. کافی است که پس از حمام و بعد از خشک کردن موها، چند قطره از روغن آرگان را کف دست بریزید و موهای خود را با آن ماساژ داده و سپس با شانه به موها حالت بدهید.
💡 تشخیص رامان برای میکروفلوئیدیک مبتنی بر قطره، تجزیه و تحلیل برخط از چندین آنالیت را در داخل قطرات یا فاز پیوسته فراهم میکند. سیگنال رامان به تغییرات غلظت حساس است، بنابراین سینتیک حلالیت و مخلوط کردن یک سیستم میکروفلوئیدی مبتنی بر قطره میتواند با استفاده از رامان شناسایی شود. ملاحظات شامل تفاوت شاخص انکسار در سطح تماس قطره و فاز پیوسته، و نیز بین اتصالات مایع و کانال است.
💡 دم کردن روشی برای پختن بدون جوش آودن با آتش ملایم یا بخار خود غذا است. این روش به خصوص برای تهیه برنج و ماکارونی با دمکنی مورد استفاده قرار میگیرد، که از ورود قطرههای آب حاصل از بخار به داخل غذا جلوگیری شود.