این قسمت از کلام الهی، اهمیت تورات را به عنوان منبعی برای قانونگذاری یهود در زمان پیامبر اسلام (ص) گوشزد میکند و اشاره دارد که این کتاب آسمانی شامل احکام خوراکی و حدود الهی بوده است. قرآن کریم، با تأیید نزول تورات، تأکید میکند که عدم اجرای احکام آن منجر به ستمگری (ظلم) بر خود بنیاسرائیل شده است. این تأیید و تبیین، جایگاه احکام پیشین را در سلسله قوانین الهی مشخص میسازد.
بر اساس این آیات، اصلیترین حکم قضایی مورد اشاره، قانون قصاص است که به صورت واضح در تورات مقرر شده بود: «...وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ...». این اصل مقرر میدارد که در برابر هرگونه آسیب عمدی به جان یا اعضای بدن دیگری، مجازات عادلانه متناسب با جرم اعمال شود؛ یعنی جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، بینی در برابر بینی، گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان. این اصل، نه تنها یک حکم کیفری، بلکه تضمینی برای حفظ نظم اجتماعی و عدالت در برابر تعرض به حقوق بنیادین افراد بود.
علاوه بر اجرای قصاص، قرآن کریم یک راهکار جایگزین و یک آموزه اخلاقی مهم را نیز در همین زمینه مطرح میسازد: «...فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَّهُ...». این بخش از آیه نشان میدهد که اگر اولیای دم، از حق قانونی خود برای قصاص صرفنظر کرده و قاتل یا مجروحکننده را ببخشند، این بخشش نه تنها ستم ظالم را جبران میکند، بلکه خود به عنوان کفاره و پاککننده گناهِ فرد بخشندهای که حق قصاص داشته است، تلقی میشود. اما در نهایت، قرآن با تأکید بر اهمیت اجرای تمامی دستورات الهی نتیجهگیری میکند: «...وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»، بدین معنا که عدم پایبندی به احکام نازلشده، خود مصداق بارز ستمکاری است.