اصلانلو

لغت نامه دهخدا

اصلانلو. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان واقع در 45 هزارگزی قیدار. محلی کوهستانی، معتدل و سکنه آن 236 تن است که شیعه و ترکی زبان اند.آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات دیمی و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و جاجیم بافی و گلیم بافی است. راه آن مالرو است و ساکنان آن از طایفه شاهسون اند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان واقع در ۴۵ هزار گزی قیدار. محلی کوهستانی معتدل است که شیعه و ترکی زبان اند.

جمله سازی با اصلانلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشیرلو - قره خانلو - وندا - قره جلو - قرمزی - عمله حسین‌خان - نره ای - نادرلو - دوندولو - قره قانلو - گرمسیری - باقر کیخایی - آق تومان - طیبی - قمبنلو - نیم مردلو - قراچه - جانباز‌لو - وزیر خانلو - طاهری - جلال لو - محمدلو - چارق لو - ایپک لو - دولو - بهرام کیخالو - کریملو - گوجلو - نفر - زیلابلو - لک - چهارده چریک - ریکه - تله بازلو - سادات – کاسه تراش - مهدی کیخالو - قورد - ابولکرلو - خیراتلو – زرگر - آقاکیخالو - میش بسیار - شاهین کیخالو - شاقی - صادقلو - درزی - آهنگر - کوربکش - اروجلو - ایمانلو - بلوردی - کزنلو - اصلانلو - علیمردانلو - کایید - آیبلو

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز