اسلاس

لغت نامه دهخدا

اسلاس. [ اِ ] ( ع مص ) اسلاس نخله؛ رفتن بیخ شاخ خرمابن: اسلست النخلة. ( منتهی الارب ). و در تاج العروس آمده است: و سلست النخلة کفرح؛ ذهب کربها. عن ابن عباد؛ کاسلست فهی سلاس. هکذا فی سائر النسخ و فی العباب و الذی فی التکملة واللسان فهی مسلس فیها و فی الناقة و الذی یظهر بعد التأمل ان النخلة سلس اذا تناثر منها البسر و مسلاس اذا کانت من عادتها ذلک و قد مرت لها نظائر فی مواضع متعددة. || اسلاس ناقه؛ بچه ناتمام افکندن شتر ماده: اسلست الناقة. ( منتهی الارب ).
اسلاس. [ اَ س َل ْ لا ] ( اِ ) تاریکی. ( دزی ج 1 ص 23 ).

جمله سازی با اسلاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوان رامون اسلاس (انگلیسی: Juan Ramón Escalas؛ زادهٔ ۲ december ۱۹۷۶&#۱۶۰;(۱۹۷۶-۱۲-۰۲) (۴۷ سال)) بازیکن فوتبال اهل اسپانیا است.

💡 دنیل اسلاس (انگلیسی: Daniel Sloss؛ زادهٔ ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۰) کمدین اسکاتلندی زاده انگلستان است. علت شهرت وی موفقیت در عرصه کمدی استدآپ در سنین بسیار پایین است به طوری که در سن ۱۹ سالگی جوانترین کمدینی بود که در وست اند لندن توانست برنامه اجرا کند. اسلاس در برنامه کانن اوبراین حضور زیادی دارد.

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز