دریای اخضر

لغت نامه دهخدا

دریای اخضر. [ دَرْ ی ِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دریای سبز. دریای سبزرنگ. || ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( برهان ):
دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستندغرق نعمت حاجی قوام ما.حافظ.- موج دریای اخضر تیغ؛ حرکت سریع شمشیر بران و آبدار:
کوه را چون سفینه بشکافد
موج دریای اخضرتیغش.خاقانی.
دریای اخضر. [ دَرْ ی ِ اَ ض َ ] ( اِخ ) دریای سبز. نام دریائی است. ( برهان ). نام دریایی از هفت دریا که هر یکی شاخی از بحرالمحیط است. ( غیاث ) ( آنندراج ). اقیانوس هند. ( ناظم الاطباء ). جغرافیون عرب این نام را اکثر به محیط کبیر و گاه به دریای سفید ( مدیترانه ) داده اند. رجوع به اخضر و بحرالاخضر و دریای سبز و دریای محیط در ردیفهای خود شود.

فرهنگ فارسی

دریای سبز. دریای سبز رنگ

جمله سازی با دریای اخضر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آسمان بر سبزه‌زار همّتت چون کرده سیر قطرة شبنم درو دریای اخضر یافته

💡 وقتی که همت تو دهد ساغر نوال یک جرعه از یمین تو دریای اخضر است

💡 چه جذب است این کزین دریای اخضر به ساحل می‌دواند کشتی خور

💡 تو گفتی به عَمدا کسی درّ مَکنون پراکند بر روی دریای اخضر

💡 تو پنداری که از گردون ستاره همی باریده بر دریای اخضر

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز