تیره گرد

لغت نامه دهخدا

تیره گرد. [رَ / رِ گ َ ] ( اِ مرکب ) گرد تیره و سیاه. خاک سیاه برآمده از زمین. گرد و خاکی سیاه و مظلم:
زمین آهنین شد هوا لاجورد
به ابر اندر آمد سر تیره گرد.فردوسی.به هشتم برآمد یکی تیره گرد
بدانسان که خورشید شد لاجورد.فردوسی.که از راه ایران یکی تیره گرد
برآمد کزو روز شد لاجورد.فردوسی.

جمله سازی با تیره گرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن خط تیره گرد بناگوش روشنش گوئی نوشته اند بخون دل منش

💡 روم سوی بیشه چو مردان مرد برآرم ازین دو یکی تیره گرد

💡 ز ناگه جهان شد پر از تیره گرد وزیدی زمان تا زمان باد سرد

💡 همانا که با تو من اندر نبرد به گردون برانگیختم تیره گرد

💡 ز ناگه برآمد یکی تیره گرد خروشان چو شیر و غریوان چو رعد

💡 که از راه ایران یکی تیره گرد پدید آمد و روز شد لاژورد

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز