کچل ده

لغت نامه دهخدا

کچل ده. [ ک َ چ َ دِ ] ( اِخ ) دهی است در ناحیه رودبار سفلی در نور مازندران. ( از ترجمه سفرنامه مازندران ص 150 و بخش انگلیسی ص 111 ). دهی است از دهستان میان رود سفلای بخش نور در شهرستان آمل. معتدل و مرطوب. سکنه 100 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با کچل ده

💡 او فعالیتش را از سال ۱۳۴۶ در تلویزیون و رادیو شروع کرد. بازی در فیلم حسن کچل به کارگردانی علی حاتمی نخستین تجربه سینمایی اوست. از جمله فعالیت‌های وی در تئاتر می‌توان به نمایش‌های «اتللو»، «جعفر خان از فرنگ برگشته»، «ملیحه» و … اشاره کرد.

💡 بوتنافین برای درمان موضعی کچلی (پیتریازیس) ورسیکالر ناشی از مالاسزیا فورفور، و همچنین پای ورزشکار (تینه آ پدیس)، کرم حلقوی (تینه‌آ کورپوریس) و خارش جوک (تینه‌ا کروریس) به دلیل اپی‌درموفیتون فلوکوزوم، تریکوفیتون منتاگروفایتیس، تریکوفیتون روبروم و تریکوفیتون تونسورانس.

💡 با این که این برادرها به هفت کچلون معروف شدند، اما در واقع نه هفت نفر بودند و نه هیچ‌یک از آنها کچل بود! آنها در مجموع هشت برادر بودند که برادر بزرگتر آنها در اقدامات معرکه گیرانه و ماجراجویی‌های آنها چندان دخالتی نداشت.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز