لغت نامه دهخدا
سرپیچاندن. [ س َ دَ ] ( مص مرکب ) پیچاندن سر را.گرداندن سر. || دواندن. بدفعالوقت گذراندن. امروز و فردا کردن. ( یادداشت مؤلف ):
از آن آب و آتش مپیچان سرم
به من ده کزآن آب و آتش ترم.نظامی.
سرپیچاندن. [ س َ دَ ] ( مص مرکب ) پیچاندن سر را.گرداندن سر. || دواندن. بدفعالوقت گذراندن. امروز و فردا کردن. ( یادداشت مؤلف ):
از آن آب و آتش مپیچان سرم
به من ده کزآن آب و آتش ترم.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گونههای مختلف عنکبوتها از ابریشم بیرونآوریشده از تارریسها برای ساختن تار عنکبوت، انتقال اسپرم، به دام انداختن حشرات با پیچاندن آن به دور آنها، ساختن محفظههای تخممرغی، دستکاری الکتریسیته ساکن در هوا و پرواز (بالونشدن) و غیره استفاده میکنند.
💡 در تانکهایی که برای ظهور فیلم رول طراحی شدهاند، یک قرقره برای پیچاندن فیلم درون شیارهای آن وجود دارد. شیارها طوری ساخته شدهاند که فضایی مابین دورهای فیلم، برای جریان یافتن داروی ظهور وجود داشته باشد.
💡 مخزن گاز، در زیر لولهی اصلی نصب شده و به راحتی با پیچاندن باز شده و توسط کپسول (معمولاً هوای خشک) شارژ میگردد. تعداد شلیکهای ممکن پس از هر بار شارژ مخزن در سلاح مختلف متفاوت است، همچنین با استهلاک سلاح نیز کاهش مییابد.
💡 الیاف پلیمری (پیچ نخورده)، مانند نخ ماهیگیری پلی اتلین یا نخ دوخت نایلونی، بر خلاف اکثر مواد، با گرم شدن کوتاه میشود (حدود ۴٪ برای افزایش ۲۵۰ کلوین در دما). با چرخاندن فیبر و پیچاندن فیبر پیچ خورده به یک سیم پیچ، گرما باعث سفت شدن و کوتاه شدن سیم پیچ تا ۴۹٪ میشود. محققان راه دیگری برای پیچیدن سیم پیچ پیدا کردند به طوری که گرما باعث میشود سیم پیچ تا ۶۹ درصد طولانی شود.
💡 (نماد ↵ برای نشان دادن محلی است که خط به دلایل خوانابودن پیچانده شدهاست. ان تا سهتاییها اجازه پیچاندن خطوط به صورت دلخواه را نمیدهند: انتهای خط نشاندهنده انتهای یک بیانیه است)