راپرت چی
مترادفها
گزارشگر، گزارشدهنده
لغت نامه دهخدا
راپرت چی. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) گزارش دهنده. || شرح دهنده. وصف کننده. نقل کننده. روایت کننده. حکایت کننده. داستان گوینده. قصه گوینده. بیان کننده. ( فرهنگ فرانسه به فارسی نفیسی ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ فر - تر. ] (اِفا. ) ۱ - گزارش گر. ۲ - خبرچین، جاسوس.
فرهنگ فارسی
گزارش دهنده. یا شرح دهنده وصف کننده حکایت کننده داستان گوینده.
جمله سازی با راپرت چی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جاکوب روپرت، مالک اولیهٔ نیویورک یانکیز، خانهای تابستانی در جزیره داشت که در ۱۹۰۹ در آتش سوخت. از آن زمان تاکنون هیچکس در جزیره زندگی نکرده است و هیچ سازهای نیز وجود ندارد. راپرت تا اواخر دهه ۱۹۳۰ مالک این جزیره بود و در ۱۹۴۴ نیز توسط جان گروسا، رئیس شرکت «تأمین سقف شهری» خریداری شد. او گفت قصد دارد کلبههایی برای کارمندان بسازد، اما هرگز ساخته نشدند.
💡 تثلیث دیلانی به دلیل تضمین زاویه و به دلیل الگوریتمهای مثلث بندی سریع توسعه یافته اغلب مورد استفاده برای ایجاد شبکه برای حل فضای گسسته مانند روش المان محدود و روش حجم محدود که از روشهای شبیهسازی فیزیکی قرار میگیرند. بهطور معمول، دامنه شبکه بندی به عنوان یک مجموعه مختلط ساده ی درشت مشخص شدهاست، برای شبکه به صورت عددی پایدار، باید آن خالصسازی کرد. به عنوان مثال با استفاده از الگوریتم راپرت.