تفوق داشتن

لغت نامه دهخدا

تفوق داشتن. [ ت َ ف َوْ وُ ت َ ] ( مص مرکب ) برتری و رجحان داشتن بر کسی یا چیزی. مزیت داشتن:
ز نقش پای تو معراج سربلندیهاست
زمین هزار تفوق بر آسمان دارد.میرنجات ( از آنندراج ).رجوع به تفوق و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

برتری و رجحان داشتن بر کسی یا چیزی

جمله سازی با تفوق داشتن

💡 عده اى از جوانان سرخورده اجتماع ما از روى تصورهاى غلط و تبليغات فريبنده و مكارانهغريبان تصور مى كنند كه راز كاميابى صنعتى غرب، در گسستن علايق مذهبى و پيونداخلاقى ميباشد و علت تفوق آنها بر مشوق زمين داشتن مجالس رقص و عريان بودن زنانآنهاست. دسته اى از اين مردم براثر حقارتى كه در خود احساس مى كنند، براى جبران اينحقارت فورا از روح همرنگى استمداد گرفته، بهشكل كلاه و لباس و حركات و آرايش غربى پناه مى برند.غافل از اينكه اينها رويه تمدن يك ملت صنعتى است. پايه تفوق آنها علم و فكر آنهاست. اساس تمدن آنها اين است كه زنجير استعمار را از هم گسسته و بسان يك ملتمستقل روى پاى ايستاده و به تحقيقات و بررسى هاى علمىمشغول هستند.