تعارض اجماع و اجماع

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تعارض اجماع و اجماع، تنافی مدلول دو اجماع را می گویند.
تعارض اجماع و اجماع، یعنی تنافی میان مدلول دو اجماع در حکمی شرعی؛ برای مثال، اجماعی به وجوب نماز جمعه، و اجماع دیگربه حرمت آن حکم نماید.
حکم
از نظر اصولی های اهل سنت، در تعارض دو اجماع، تقدیم و ترجیح هر یک بر دیگری به ترتیب زیر است:۱. اجماع نطقی متواتر؛ ۲. ا جماع سکوتی متواتر؛ ۳. اجماع نطقی منقول به خبر واح د؛ ۴. اجماع سکوتی منقول به خبر واحد.و اگر این اجماعات از نظر رتبه با هم مساوی باشند، مانند این که دو اجماع سکوتی متواتر با هم تعارض کنند، آن اجماعی که از صحابه است، مقدم می شود و پس از آن، اجماع تابعین. و اگر باز هم دو اجماع مساوی بودند، اجماعی که «متفق علیه» است بر اجماعی که «مختلف فیه» است مقدم می گردد، مانند: تقدم اجماع نطقی بر اجماع سکوتی و تقدم اجماع صحابه بر غیر آن و تقدم اجماع منقول به تواتر بر اجماع منقول به خبر واحد، و تقدم اجماع امت بر اجماع اهل مدینه.
عناوین مرتبط
تعارض اجماع منقول و اجماع منقول.

جمله سازی با تعارض اجماع و اجماع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمعى از علماى اصول، اين تعريف را برگزيده اند، با اين فرق كه در عبارت آناصلاحى به عمل آورده و برخى از الفاظ آن را تغيير داده اند؛ مثلاً ((دهلوى )) مى گويد:((اجتهاد، به كار بستن تمام كوشش براى ادراك احكام فرعى شرعى از ادله تفصيلىآنهاست، كه كليات آن به چهار قسم بازگشت مى كند: كتاب، سنّت، اجماع و قياس))(26).

💡 شیخ الاسلام گفت: کی سخن گفتن از حق سه است: سخن گفتن از ذات او سمع استاد نه، یعنی شنوده از کتاب و سنت. و سخن است از دین و کتاب و سنه و اجماع و آثار صحابه یعنی فقه. و سخنست از صحبت او، هر که ازین سخن گوید، که اللّه خصم او بود، که سمع تو او بود کی باو شنوی. و بصر تو اوبود کی باو بینی.

💡 اما از براى خودش، پس به جهت علمش به قول امام عليه السلام و اما از براى غيرش،پس به جهت كشف كردن اجماع او از قول امام عليه السلام غايت آنچه در اينجاست آنكه اواستكشاف نمود قول امام را به طريقى كه ثابت نشده و نقصى در اين نيست بعد ازحصول وصول به آنچه معلّق بود بر آن حجّيّت اجماع و براى صحّت اين وجه و امكان اوشواهدى است كه دلالت مى كند بر آن.

💡 از بزرگان كوفى است، وى شخصيتى جليل القدر و از فقهاى نامى بود و از چهار ركنعلماى عصر خويش به حساب مى آيد، ازاصحاب اجماع و از فقهايى است كه اصحاب ما(اماميه ) برتصحيح آنچه در نزد او صحيح بوده اجماع كرده اند. اين بزرگوار به دركمحضر حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا و امام جواد عليهماالسلام مفتخر گرديد و ازهر سه آنها روايت دارد.

💡 1. خليفه اى جانشين خويش - يعنى خليفه بعد از خود - را تعيين مى كند. به اين معنى كهاگر هارون الرشيد گفت: بعد از من امين و ماءمون خليفه اند، مسلمانان مجبور به پذيرشهستند، و اين خليفه، خليفه شرعى و اسلامى است، و پذيرش او وجوب دينى دارد. اين دودانشمند مى گويند: (در اين زمينه هيچگونه اختلافى نيست، و پذيرش خليفه بدينشكل مورد اجماع و اتفاق است.)

💡 این بحث‌ها و تمایل برای هرچه بیشتر به امضاء رساندن قوانین حقوق بشر، منجر به ایجاد این دو میثاق شد. بلوک شوروی و تعدادی از کشورهای در حال توسعه بر این باور بودند که باید همه حقوق در یک قطعنامه واحد گنجانیده شود. هردو میثاق به کشورها اجازه می‌داد که برخی از حقوق را فسخ کنند؛ و موافقان امضای آن، در معاهده اجماع و اکثریت کافی را به‌دست نیاوردند.