( به آفرین ) به آفرین. [ ب ِه ْ ف َ ] ( اِخ ) نام خواهر اسفندیاربن گشتاسب است که او را ارجاسب اسیر کرده بود و در روینه دژ محبوس داشت. بعد از آن اسفندیار به آنجا رفت و ارجاسب را کشت و به آفرین را نجات داد و او را به آفرید هم میگویند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به به آفرید و دایرة المعارف فارسی شود.
( به آفرین ) نام خواهر اسفندیار بن گشتاسب است که او را راجاسب اسیر کرده بود و در روینه دژ محبوس داشت.
اسم: به آفرین (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: beh āfarin) (فارسی: بِهآفرين) (انگلیسی: beh afarin)
معنی: به وجود اورنده بهترینا، خوب آفریده، خوش سیما، خوش منظر، ( اَعلام ) ( در شاهنامه ) خواهر اسفندیار، که ارجاسپ تورانی او را زندانی کرده بود و اسفندیار آزادش کرد، به ( بهتر یا خوبتر ) + آفرین ( واژه تحسین )
به آفرین. (یا: به آفرید) بنابر شاهنامه، دختر گشتاسپ و خواهر اسفندیار. به همراه خواهرش، همای، به اسارت ارجاسپ تورانی درآمد و در رویین دژ زندانی شد و اسفندیار، به رغم بی مهری این دو خواهر، هر دو را رهایی بخشید و با خود به بلخ برد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر ز هجر جفاجوی گمره است دلم به آفرین خداوند باز یابد راه
💡 به آفرین ملک من رهی همی نازم که آفرینش لفظ مرا معانی داد
💡 ز خونی که ریزند زین پس به کین تو باشی به نفرین و من به آفرین
💡 خموش عرفی از این نغمه های شورانگیز لب ترانه بلبل به آفرین مگشای
💡 به آفرین تو مقدار داشتم لیکن فزود جامه و دستار تو مرا مقدار
💡 شاهی به آفرین که زبس رحمت و کرم گویی خداش از کرم و رحمت آفرید