بزم ارا
مترادفها
مجلسآرا، جشنآرا
لغت نامه دهخدا
( بزم آرا ) بزم آرا. [ ب َ ] ( نف مرکب ) بزم آرای. آنکه آراینده مجلس عیش و مهمانی است. ( از ناظم الاطباء ). مجلس آرا. آراینده بزم. ( یادداشت بخط دهخدا ). آنکه مایه طرب و رونق و شکوه مجلس بزم شود:
جمالش را که بزم آرای عید است
هنراصلی و زیبائی مزید است.نظامی.کرده ام توبه بدست صنم باده فروش
که دگر می نخورم بی رخ بزم آرائی.حافظ.|| ( اِ مرکب ) نامی از نامهای زنان سیاه. از نامهای کنیزکان سیاه. ( یادداشت بخط دهخدا ). رجوع به دده بزم آرا شود.
فرهنگ معین
( بزم آرا ) (ی ) ( ~. ) (ص فا. ) آن که مجلس عیش و مهمانی را آرایش می کند، بزم آراینده.
فرهنگ عمید
( بزم آرا ) کسی که مجلس عیش و عشرت و بزم را می آراید، آن که مجلس عیش و مهمانی را زینت می دهد، بزم آراینده.
فرهنگ فارسی
( بزم آرا ) ( اسم ) آنکه مجلس عیش و مهمانی را آرایش میکند بزم آرا.
جمله سازی با بزم ارا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر سپهر حسن ماه روی بزم آرای تست همچو مهر رأی دارای هنر فرخنده فال
💡 نه بزم آرای دانی و نه جیشی نه کار ملک می رانی نه عیشی
💡 همان از شوق پابوس تو آتش در سرم سوزد اگر بر تربتم ای شمع بزم آرا، نهی پا را
💡 خانه دل کرده ام چون صفحه آئینه صاف یک شب از بهر خدا ای شمع بزم آرا بیا
💡 نبرد افروختی یک چند و بزم آرای یک چندی که گاهی نوبت تیغست و گاهی نوبت ساغر
💡 جمالش را که بزم آرای عیدست هنر اصلی و زیبایی مزید است