فرهنگ معین
( ~. دِ سَ. نِ دَ ) (مص م. ) دلسرد کردن، نومید ساختن.
( ~. دِ سَ. نِ دَ ) (مص م. ) دلسرد کردن، نومید ساختن.
دلسرد کردن، نومید ساختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعضى گفتند: آزاد بگذاريد براى اين كه اگر آزاد نگذاريد با زور و قدرت از شما مىگيرند و آبرويتان بر باد مى رود.
💡 مگر کز عشق عقلش رفته بر باد که مرغ بسملی را دانه می داد
💡 ((ولى كسى كه از آيينش برگردد و در حال كفر بميرد، تماماعمال نيك (گذشته ) او، در دنيا و آخرت، بر باد مى رود و آناناهل دوزخند وهميشه در آن خواهندبود)).
💡 آخر ز آه سرد من، بر باد دادی گرد من خواهم به روز درد من بنشانی اغیار مرا
💡 اما پيشينيان آنها نه خود مردى آگاه بودند، و نه رهبر و هدايت كننده اى آگاه داشتند، و مىدانيم تقليدى كه خلق را بر باد مى دهد همين تقليد نادان از نادان است كه (اى دو صدلعنت بر اين تقليد باد)!.
💡 هزار جان به فدای تو قاسمی بر باد بداد و درد تو او را به صد جفا بوزه