لغت نامه دهخدا
بردسیری. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بردسیر که شهرکی است از بلاد کرمان. ( انساب سمعانی ).
بردسیری. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بردسیر که شهرکی است از بلاد کرمان. ( انساب سمعانی ).
منسوب است به بردسیر که شهرکی است از بد کرمان.
💡 اصطلاح «پیر» از سدهٔ ۵ق/۱۱م به بعد در متون عرفانی فارسی بار معنایی جدیدی به خود گرفت و به معنای راهنمای درونی و باطنیای که پس از طی مراتب سلوک و کسب آمادگی لازم بر سالک ظاهر میشود و او را هدایت میکند و پرسشهای درونی او پیرامون حقایق هستی را پاسخ میگوید درآمد و «پیر» در این اصطلاح در آثار مختلف در این دوره ازجمله رسالهٔ حی بن یقظان ابن سینا، سیرالعباد و حدیقةالحقیقه اثر سنایی و نیز قصیدهای از دیوان او، و در مصیبتنامهٔ عطار نیشابوری، فوائح الجمال و فواتح الجلال نجمالدین کبری و مصباحالارواح شمسالدین بردسیری کرمانی به کار رفتهاست و پیرامون آن سخن رفتهاست. شهابالدین سهروردی نیز در عقل سرخ، مونسالعشاق، و رسالةالابراج خود پیرامون این مفهوم سخن به میان آوردهاست.
💡 نامش محمد قاسم و پدرش محمد حسن مشهور به خواجه نعیم بود. پدرش، او را به کرمان میفرستد تا در مکتب خانههای آنجا درس بخواند. در این ایام او با شیخ احمد روحی و میرزا آقاخان بردسیری هم درس میشود. پس از اتمام تحصیلات، بخاطر هوش سرشار و همچنین خط زیبا و خوشش حاکم کرمان او را به عنوان مستوفی (منشی) برمیگزیند، اما پس از دو ماه، دیگر فضای دارالحکومه کرمان را تاب نمیآورد و به سوی بم روان میشود، در بم مدتی منشی مرتضی قلی خان سعدالدوله (حاکم بم و سیستان) میشود و او دختر عموی خود را به عقد میرزا قاسم درمیآورد. در همین ایام به رسم آن روزگاران محمد قاسم لقب ((رفعت نظام)) را از دربار برای خود میخرد. پس از مدتی او منشی سردار مجلل (غلامحسین خان عامری) میشود، واین مصادف با زمانی بود که ندای آزادیخواهی و مشروطه طلبی از دروازه شهرها گذشته و به کرمان و بلوچستان رسیده بود.