الباد
لغت نامه دهخدا
الباد. [ اَ] ( ع اِ ) ج ِ لبد. ( منتهی الارب ). رجوع به لبد شود.
الباد. [ اِ ] ( ع مص ) در پی کردن جامه را. ( منتهی الارب ). وصله زدن جامه. || خوی گیر ساختن زین را. ( منتهی الارب ). زین را نمدزین کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || خوی گیر بر ستور بستن. ( منتهی الارب ). نمدزین بر ستور بستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || در جوال درآوردن مَشک. ( منتهی الارب ). مشک را در جوال خرد نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). || سر فرودآوردن وقت درآمدن در خانه. ( منتهی الارب ). || نگاه را بجانب سجده داشتن مصلی در نماز. || چیزی را بچیزی چسبانیدن. || کمیز و سرگین خشک شدن بر سرین ستور. || جای گرفتن و اقامت نمودن. ( منتهی الارب ). مقیم شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || برچفسیدن به زمین. || آماده فربهی شدن شتران. || پشم برآوردن. ( منتهی الارب ).
الباد. [ اِ ] ( اِ ) پنبه زن. حلاج. ( برهان ):
نروی مشته البادی در کون کنمت
بهجا گفتن از این مجلس بیرون کنمت.سوزنی.
فرهنگ عمید
پنبه زن، حلاج.
فرهنگ فارسی
پنبه زدن حلاج.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
بدو (۳۱ بار)
جمله سازی با الباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 5. مساوات در حج: سواء العاكف فيه و الباد(295) (مسجد الحرام را) براى همهمردم مساوى قرار داديم و اعم از كسانى كه در آن جا زندگى مى كنند و يا از نقاط دور واردمى شوند.
💡 إ ن الذين كفروا و يصدون عن سبيل الله و المسجد الحرام الذى جعلناه للناس سواء العاكففيه و الباد و من يرد فيه بإ لحاد بظلم نذقه من عذاب اءليم(25)
💡 انّ الّذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه و المسجدالحرام الّذى جعلناه للنّاس سواء العاكففيه و الباد و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقة من عذاب اليم.(128)
💡 - مگر نمى دانيد خداوند در اين مكان مقدس همه را يكسان دانسته و در قرآن مجيد فرموده است: سواء العاكف فيه و الباد(69)