لغت نامه دهخدا
مشت سنگ. [ م ُ س َ ] ( اِ مرکب ) سنگ فلاخن. ( آنندراج ). فلاخن و دوراندازی. ( ناظم الاطباء ).
مشت سنگ. [ م ُ س َ ] ( اِ مرکب ) سنگ فلاخن. ( آنندراج ). فلاخن و دوراندازی. ( ناظم الاطباء ).
۱. فلاخن.
۲. سنگ فلاخن.
( اسم ) سنگ فلاخن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر اين ابزار شناخت از آدمى گرفته شود، ارزش وجودى او تا سر حد يك مشت سنگ وخاك سقوط مى كند، و به همين دليل در پايان آيه مورد بحث انسانها را به مسالهشكرگزارى اين نعمتهاى بزرگ توجه مى دهد و مى گويد: كمتر شكر او را بجا مىآوريد، اشاره به اينكه هر قدر شكر اين نعمتهاى بزرگ را بجا آوريد باز كم است !.
💡 ذكر (ملائكه ) از ميان تمام معبودهائى كه مشركان داشتند، يا به خاطر آن است كهفرشتگان شريفترين مخلوقى بودند كه آنها پرستش ميكردند، جائى كه از آنها در قيامتشفاعتى حاصل نشود از يك مشت سنگ و چوب يا جن و شياطين چه ميتواندحاصل شود؟!
💡 گفت: عذاب و غضب پروردگارتان بر شما وقوع يافت، چرا با من بر سر نام هايى كهشما و پدرانتان ساخته و روى يك مشت سنگ و چوب گذاشته ايد در حالى كه خداوند حجتىدرباره آنها نازل نكرده، مجادله مى كنيد؟ منتظر باشيد كه من نيز با شما انتظار آن عذابرا مى برم (71)