لغت نامه دهخدا
سنیت. [ س َ ] ( ع ص ) سال قحط. ( آنندراج ): عام سنیت؛ سال قحط. ( منتهی الارب ).
سنیة. [ س َ نی ی َ ] ( ع ص ) تأنیث سنی: و بمراتب علیه و مدارج سنیه رسانید. ( سندبادنامه ص 315 ). رجوع به سنی شود.
سنیت. [ س َ ] ( ع ص ) سال قحط. ( آنندراج ): عام سنیت؛ سال قحط. ( منتهی الارب ).
سنیة. [ س َ نی ی َ ] ( ع ص ) تأنیث سنی: و بمراتب علیه و مدارج سنیه رسانید. ( سندبادنامه ص 315 ). رجوع به سنی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سالهای آخر عمر در کمبریج، گرین کما بیش مریض شد و در سال ۱۹4۱ به سنیتون بازگشت و تنها یک سال بعد درگذشت. شایعاتی می گویند که او در کمبریج به الکل مبتلا شد و بعضی از حمایت کنندگان او از جمله سر ادوارد برومهد سعی کردند از او دوری کنند.
💡 نمونههای کار گرافیکی در نما و روکار ساختمان هادر دورهٔ بین ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۵ دیده شده و در این زمینه جنبش حرکتی در هنرها و مهارتها و صنعتها رخ داد به خصوص در بلژیک و فرانسه هنرمند نگلیسی هیوود سامنر به عنوان پیشگام در ان دوره، برای این تکنیک شناخته شدهاست. نمونه کارهای او برای مثال در سال ۱۸۹۲ در کلیسای سنیت ماری، سابری و سری در جنوب شرقی انگلیس دیده میشود. فنک ار او بیشتر در کسبک خراشیدن روی اندودها بود هاما تکنیکهای گوناگون دیگری را هم در دکوراسیون گرافیک بیرونی نیز شامل میشده.