سنگم

لغت نامه دهخدا

سنگم. [ س َ گ َ ] ( اِ ) همراه. رفیق. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ). مردم همراه و رفیق و همدم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به سنگمبر و سنگار شود. || اتصال و امتزاج دو کس یا دو چیز و در زبان هندی نیز همین معنی رادارد. ( برهان ) ( از آنندراج ). اتصال دو چیز با هم. ( فرهنگ رشیدی ). || همسفر. ( ناظم الاطباء ).
سنگم. [ س َ گ ُ ] ( اِ ) پرنده ای است بغایت تیز و بعضی گویند جانوری است مانند جعل که پیوسته در حمامها میباشد و بعضی دیگر گویند کرمی است. ( برهان ) ( از آنندراج ). جانوری است پرنده. ( شرفنامه منیری ). جانوری است مانند جعل که در حمام ها باشد. ( از فرهنگ رشیدی ). ابن وردان. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

پرنده ایست بغایت تیز رو و بعضی گویند جانوریست مانند جعلک پیوسته در حمامها می باشد و بعضی دیگر گویند کرمیست.

جمله سازی با سنگم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دستی که طمع دارم از آن ساغر صهبا ترسم شکند شیشهٔ امید به سنگم

💡 فشار تنگی دل بیدل از چه نیرنگ است شرار سنگم و امکان آرمیدن نیست

💡 سنگم که می زنند مگو کاین نهفته دار کاین جلوه خویش را به ته پای کرده ام

💡 با تو دارم سردل چون شیشه می در میان گو مزن هر سفله چون خم سنگم از طعن نفاق

💡 برون شد کوه را دامن ز چنگم که چون فرسنگ، آمد پا به سنگم

💡 شکسته پایی من شوق را ز پا انداخت گره به کار فلاخن فتاد از سنگم

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز