لغت نامه دهخدا
سندساز. [ س َ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه سند درست کند. کسی که جعل سند کند. جاعل سند. رجوع به سند شود.
سندساز. [ س َ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه سند درست کند. کسی که جعل سند کند. جاعل سند. رجوع به سند شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب از آغاز آشنایی تا پایان همراهی آیدا سرکیسیان با شاملو را پیش روی خواننده میگذارد؛ یعنی از آغاز دههٔ ۱۳۴۰ تا پایان دههٔ ۱۳۷۰ (نزدیک به چهل سال) این کتاب سرشار از تصاویر کوتاه و قضاوتهای تاریخی و سندساز، و از حشو و زوائد بسیار دور است و میتوان با آن دورهٔ بسیار مهمی از تاریخ ادبیات معاصر ایران را درک کرد.
💡 در اردیبهشت ۱۳۹۳ یک باند تبهکاری دستگیر شد که با سندسازی و جعل اسناد اقدام به گرفتن کارت پایان خدمت برای معافیت از خدمت سربازی میکردند. اعضای این باند در بخشی از اعترافات خود بیان میکنند که با برخی از تیمها و بازیکنان فوتبال ایران همکاری داشتهاند.عادل فردوسیپور نیز در برنامه نود با اشاره به پیگیریهای خود در این باره میگویید:
💡 طی بررسیهای کارآگاهان دایرهٔ ۱۰، مشخص شد که قرارداد مرد قایقران و احتمالاً بخشی از صورتجلسهٔ شورای مدرسه «توضیح اینکه در صورت وجود داشتن زمان اضافی در بازدید موزه. تفریح در پارک شهر در فروردین و اردیبهشت ماه» سندسازی شده است.