جزجز

لغت نامه دهخدا

جزجز. [ ج ِج ِ ] ( اِ صوت ) صدای دیگ هنگام گوشت و دنبه و یا جز آن بریان کردن. ( ناظم الاطباء ). آواز دیگ بهنگام بریان کردن گوشت. ( شرفنامه منیری ). بانگ سرخ شدن گوشت در روغن. آواز سوختن طعام در ته دیگ. آواز روغن گاه جوشیدن، یا سوختن. اسم صوت سوختن گوشت و جز آن در آتش یا در دیگ و غیره. بیشتر بانگ برشته شدن گوشت در روغن داغ. ( یادداشت مؤلف ). جِزْجَز. ( ناظم الاطباء ).
جزجز. [ ج ِزْ زِ ج ِزز ] ( اِ صوت ) در تداول عامه،آواز روغن گاه جوشیدن یا سوختن. ( یادداشت مؤلف ).
جزجز. [ ج ِ ج َ ] ( اِ صوت ) درتداول عامه، صدای دیگ هنگام گوشت و دنبه و یا جز آن بریان کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جِزْجِز شود.
جزجز. [ ج ُ ج ُ ] ( اِخ ) بنا به گفته نصر نام کوهی است. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- صدایی که از تماس آب با آتش یا فلز تافته برخیزد. ۲- صدای تف دادن چیزی در روغن.
بنا بگفته نصر نام کوهی است

جمله سازی با جزجز

💡 مساءله 18 - يكى ديگر از نوشيدنى هاى حرم فقاع (آب جو) است كه اگر ورآمدهباشد و به جزجز افتاده باشد حرام مى شود هرچند كه مستى نياورد، و فقاع از شرابهاىمعروف است كه سابق غالبا آن را از جو مى گرفته اند و ماء الشعيرى كه بين اطباءمعروف است فقاع نيست.

💡 مساءله 19 - آب انگور نيز اگر خود به خود به جزجز بيفتد و مانند خمير ورآمدهباشد و يا به وسيله آتش به جوش درآيد حرام مى شود، و اما عصير مويزى يا خرمائىاگر با آتش بجوشدحلال است، و همچنين اگر خود به خود بجوشد مگر آنكه مسكربودنش ثابت شود و ظاهرا جوشش به وسيله آفتاب هم مانند جوشيدن به وسيله آتش استدر نتيجه همان حكم را دارد.