لغت نامه دهخدا
ثن. [ ث َ ] ( پسوند ) مزید مؤخریست در بعض امکنه و بیشتر در ماورأالنهر مثل: کناثن، و اما مزید مؤخر دیگری که نیز درآخر ثن دارد از این قبیل نیست مانند: کوخمیثن، اسمیثن، انشمیثن، فرزامیثن، رامیثن، زامیثن، خشمیثن، اردخشمیثن، ارتخشمیثن، خمیثن و زندرامیثن، چه مزید مؤخر آنها ( میثن ) صورتی از ( میهن ) بمعنی جای باش است.
ثن. [ ث ِ ] ( ع اِ ) علف خشک بر هم افتاده و بسیار. || حشیش خشک. || خشکی گیاه. || چوب سیاه.