تلکو
لغت نامه دهخدا
تلکو. [ ت ِ ل ِ ک ُ ] ( اِ ) نامی است که در کتول به گلابی دهند. ( از جنگل شناسی کریم ساعی ج 2 ص 238 ). قسمی از درخت امرود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تلکا شود.
تلکؤ. [ ت َ ل َک ْ ک ُءْ ] ( ع مص ) پس انداختن و تأخیر کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال: فتلکاء فی الشهادة و فی حدیث الملاعنة «فتلکأت عند الخامسة؛ ای توقفت و تبطأت ان تقولها». ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پس انداختن و تاخیر کردن.
جمله سازی با تلکو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تلکونتار نامی بود که آراگورن برای خاندانش انتخاب کرد. تلکونتار معادل کوینیایی استرایدر است. بخش تلکو در کوینیا یعنی پا و –ونتارو به معنای مولّد، والدین است.