بلمز

لغت نامه دهخدا

بلمز. [ ب ِ م َ ] ( ترکی، فعل ) بیلمز. سوم شخص مضارع مفرد منفی از مصدر بیلماق بمعنی نمی داند:
بر فصیحان نکته می گیرد چو میگردد عرب
جمله بلمز بر زبان دارد چو گردد ترکمان.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).|| ( ص ) در تداول مرادف هیچ ندان بکار رود.

فرهنگ فارسی

بیلمز. سوم شخص مضارع مفرد منفی از مصدر بیلماق بمعنی نمیداند. در تداول عامه مرادف هیچ ندان بکار رود.

جمله سازی با بلمز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست جز یخ بلمز از حیرت حدیثی بر لبم تا زبان ترک چشم یار را فهمیده‌ام

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز