براقش

لغت نامه دهخدا

براقش. [ ب َ ق ِ ] ( اِخ ) نام ماده سگی است و یا نام زن لقمان بن عاد است و در عرب مثل است اَشاءَم ُمِن براقش و نیز دَلّت علی اهلها براقش و در حق کسی گویند که به کاری پردازد و ضرر آن بسوی وی عاید گردد. گویند زن لقمان بن عاد پادشاه، براقش نام داشت و خلف شوهر خود بود در سفری و آنان را عادت چنین بود که هرگاه خواستند قوم را فراهم کردن به حربی آتش افروختندی و دخان کردندی مردم گردآمدندی. وقتی کودکان به بازی هیمه افروختند و دود کردند و مردم بعادت گرد آمدند پس به براقش گفتند اگر اینها را کار نفرمایی باردیگر فراهم نشوند. براقش حکم کرد تا بنای نی ساختندو هرگاه لقمان از سفر بازآمد از بنا بپرسید واقعه بازگفتند گفت علی اهلها تتجنی براقش. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نام ماده سگی است و یا نام زن لقمان بن عاد است و در عرب مثل است اشام من براقش و نیز دلت علی اهلها براقش و در حق کسی گویند که بکاری پردازد و ضرر آن بسوی وی عاید گردد.

دانشنامه عمومی

براقش ( به عربی: براقش ) یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان جوف واقع شده است.

جمله سازی با براقش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روح القدس براقش وز قدر هیکل او خورشید میخ زر است اندر پی نعالش

💡 مه پریرار علم افروخت به خاور در صبح دوش دیدند پی نعل براقش در شام

💡 از اینجا براقش توجه نبود به جائی که آنجایگه جای نبود

💡 جاه و جلال بین که براقش گه عروج از نعل خویش تاج نه فرق فرقد است

💡 هوا عنان براقش همی کشیده به دست ز خاک نعل براقش همی دمیده گیاه

💡 گر به یک دم طی کند هفت آسمان نبود عجب جبرئیلش در رکابست و براقش زیر زین

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز