بالام

لغت نامه دهخدا

بالام. ( ترکی، اِ مرکب ) ( از ترکی بالا بمعنی فرزند و میم علامت تملک یا ضمیر متصل مفعولی ترکی ) کلمه عطوفتی است که کوچکتران و زیردستان را بدان آواز دهند. ( یادداشت مؤلف ). || تکیه کلامی زنان را در خطاب بیکدیگر. || بمزاح، قزوینی چه قزوینیان بتقلید ترکان اطفال و زیردستان و یا اکفاءو اقران را بالام خطاب کنند. رجوع به بالامجان شود.
بالام. ( اِ ) حوت. نوعی ماهی است. کلمه بالنا بصورت بالام و بال و وال و فال و اوال و افال و شال و والی و اول و اوک و واک و اکیال معرب شده است. ( از نشوء اللغة ص 82 ). و رجوع به بال و وال شود.

فرهنگ فارسی

نوعی ماهی است

جمله سازی با بالام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آفتابی ظلم بر تو کی کند هر چه می‌خواهی ز بالامی کنی

💡 و اشعار و قطعات منظوم دیگر از قبیل: حماسه خونین انقلاب اسلامی، آی بالام باغدا ناوار، رسامین قلمینده طبیعت جانلانیر.

💡 آب چون شد دل، غم دوری خیال باطل است مهر شبنم را به بالامی کشد بی اختیار

💡 چو خارپشت سخنگو بالامان برخاست ز بسکه بر تن خصم تو چوب تیر آمد

💡 بالام یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر الیگودرز استان لرستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز