یک خانه گشتن
لغت نامه دهخدا
یک خانه گشتن. [ ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مراد آن است که یک خانه کمان غالب و خانه دیگر مغلوب آید ای کج شود. ( آنندراج ) ( غیاث ). براثر کشیدن کمان در حالت تیراندازی انحناهای دو سر نیم خانه ها با خانه کمان یکی شدن و منحنی واحد تشکیل دادن. توسعاً کاملاً کشیده شدن کمان در حال تیراندازی:
گشت چو یک خانه کمان سپهر
داد سپهر آتش تیزش به مهر.امیرخسرو.
فرهنگ فارسی
مراد آنست که یک خانه کمان غالب و خانه دیگر مغلوب آید ای کج شود بر اثر کشیدن کمان در حالت تیراندازی انحناهای دو سر نیم خانه ها با خانه کمان یکی شدن و منحنی واحد تشکیل دادن
جمله سازی با یک خانه گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گریه چون سیلاب از یک خانه روی دل ندید ناله هر جا رفت نی در ناخن تأثیر بود
💡 زون اچ یا اچ زون یک آرشیو از وب سایت های آسیب دیده است. برای هر هکر یک خانه و برای هر کاربر عادی یک خانه وحشت.
💡 اندر این راه ار بدانی هر دو بر یک جادهایم واندر این کوی ار ببینی هر دو از یک خانهایم
💡 بدنه هواپیمای ۳۰۷ شخصی هوارد هیوز نیز به جای ماندهاست گرچه به یک خانه قایقی دگرگون گشته است.
💡 یک تعطیلات رؤیایی در یک خانه روستایی زیبا به یک کابوس روانی تبدیل میشود.
💡 اگر از شعلهٔ جوعش تمام شهر درگیرد ز یک خانه عجب کز بیم صوفی دود برخیزد