گل کفش
مترادفها
ارکیده
لغت نامه دهخدا
گل کفش. [ گ ُ ل ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) گلی که از ابریشم و گلابتون و مانند آن بر تیماج و سقلاّ ب کفش دوزند و هم از چوب سازند و در پاشنه کفش تعبیه کنند و گلهای عاج در آن پرچین نمایندو آنرا کوکب کفش نیز گویند. ( آنندراج ):
هاله را از رشک نعلت آتش اندر خرمن است
از گل کفشت چمن را خار در پیراهن است.محسن تأثیر ( از آنندراج ).آسمان از مه نو نعل در آتش دارد
که گل کفش تو را بر سردستار زند.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
گلیکه از ابریشم و گلابتون و مانند آن بر تیماج و سقلاب کفش دوزند و هم از چوب سازند و در پاشنه کفش تعبیه کنند و گلهای عاج در آن پر چین نمایند و آنرا کوکب کفش نیز گویند.
جمله سازی با گل کفش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر تو بحر سخا خوانیش همی چه عجب که لفظ او همه در زاید و کفش گوهر
💡 شاهدان عینی همچنین از پراکنده شدن وسایلی همچون کیف، کفش، کارت ویزیت، کیف جیبی و وسایل شخصی مسافران خبر میدهند.
💡 هر کس که داشت جان ودلی بردی از کفش از بس همی بلای دل وخصم جان شدی
💡 برنده کفش طلای اروپا ۱۹۹۰ با ۳۸ گل زده