لغت نامه دهخدا
گبر شدن. [ گ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زردشتی شدن. مجوس گردیدن: تمجس؛ گبر شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
گبر شدن. [ گ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زردشتی شدن. مجوس گردیدن: تمجس؛ گبر شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
زردشتی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معاون رئیسجمهور تسفای گبر کیدان بهطور موقت جانشین رئیسجمهور شد. با این حال، با نزدیک شدن شورشیان به آدیس آبابا، پایتخت کشور از هر طرف، جمهوری دموکراتیک خلق اتیوپی تنها یک هفته دیگر دوام میآورد. ایالات متحده سپس راه را برای تصرف پایتخت توسط شورشیان در ۲۸ مه باز کرد و در نتیجه این اقدامات لازمه سقوط رژیم کمونیستی اتیوپی را فراهم ساخت.
💡 پرده ها از روی کار همدگر خواهد فتاد خلوت گبر و مسلمان انجمن خواهد شدن
💡 بعدها با مسلمان شدن مردم و متروکه شدن قلعه گبری و از بین رفتن اهمیت غار و چاه آن برای دفن مردگان، دخل و تصرفهایی در آن صورت میگیرد و با برداشت سنگ از این منطقه، شکل آن به کلی تغییر میکند.