کینه داری
مترادفها
کینهتوزی، دشمنی، بدخواهی، خصومت
متضادها
دوست داشتن، بخشش، مهربانی
لغت نامه دهخدا
کینه داری. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت کینه دار. دشمنی. خصومت. کینه توزی:
بیا با ما مورز این کینه داری
که حق صحبت دیرینه داری.حافظ.و رجوع به کینه دار شود.
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت کینه دار: بیا با ما مورز این کینه داری که حق صحبت دیرینه داری. ( حافظ )
جمله سازی با کینه داری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو مهر دیگری در سینه داری که با من بیگناه این کینه داری
💡 به پیکار اگر با منی کینه سنج سپه را چه بیهوده داری به رنج؟
💡 کینه داری و نگه داشتن خشم در قلب، نه تنها به دیگران آسیب میرساند، بلکه سلامت روان و آرامش درونی خود فرد را نیز تخریب میکند.
💡 در روابط اجتماعی، کینه داری میتواند باعث ایجاد شکافهای عمیق و از بین رفتن اعتماد متقابل میان دوستان و اعضای خانواده شود.
💡 یادگیری مهارتهای بخشش و گذشت میتواند بهترین راه برای مقابله با کینه داری و رسیدن به یک زندگی پر از آرامش باشد.